قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
521
تاريخ الفي ( فارسى )
اسلام آشكارا نكرد ؛ چرا كه ، اعتماد اجابت نداشت . و بعد از آن مدّت ده سال دعوت كرد و جنگ نكرد . چون اعيان و انصار او پديدار آمدند آنگاه به قتل مأمور شد . مرا نيز اگر ناصر و معين باشد جنگ كنم ، و الّا صبر نمايم ، چنان كه انبيا و اوليا صبر نمودند . يا عبيد اللّه بدرستى كه رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، مرا بدانچه خواهد شد خبر داده . اى عبيد اللّه ! من شكايت قوم در حضرت پروردگار به تقديم رسانم و [ به ] كارى كه بهواسطهء آن از امامت بيرون روم ابدا قيام ننمايم . عبيد اللّه گفت : گواهى مىدهم كه امام بحقّ و عالم علم منظور ميان خداى تعالى و خلق جز تو نيست . خوشا حال كسى كه اطاعت و فرمانبردارى تو ورزد . و واى بر كسى كه در تو عاصى شود . در اين اثنا معاويه پيغام فرستاد كه از جانب من حكم عمرو عاص است . پس امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : از جانب من ابن عباس حكم خواهد بود . معاويه گفت : او پسر عمّ تست . به حكميت « 1 » او راضى نيستم . امير فرمود : پس سهل بن حنيف باشد . معاويه گفت : او تكفير من كرده به محاكمهء او راضى نمىشوم . القصّه ؛ هركه را امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، نام مىبردى معاويه طعن در باب او شمردى ، تا امير المؤمنين فرمود : هركه را شما اختيار كنيد مختاريد ، مرا اختيارى نمانده . و از تاريخ ابن اعثم كوفى چنين معلوم مىشود كه بعد از آنكه معاويه عمرو عاص را اختيار كرد ، اشعث بن قيس با قبيلهء كنده و اشعريه و سكاسك و لُخم و جُذام و عفان « 2 » و بلقين و عامله - كه بعد از اين واقعه خوارج خواهند شد و فتنه مر اين قبايل را بود - مجتمع گشته گفتند كه : در اين جنگ اكثر مردم از قبايل ما كشته شدند ، پس بايد كه حكم از قبيلهء ما باشد . و ابو موسى اشعرى را اختيار كردند و گفتند : او مصاحب رسول خداست و صاحب مقاسم امير المؤمنين ابو بكر و عامل امير المؤمنين عمر ، رضىّ اللّه عنه . « 3 » امير المؤمنين على فرمود : من در اين حادثه بر ابو موسى اشعرى « 4 » راضى نيستم و او را اين ولايت نمىدهم . اشعث قيس و يزيد بن حصين و عبد اللّه بن الكوّاء و جماعتى ديگر از اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، گفتند : ابو موسى لايق اين كار است و ما غير او را نمىخواهيم ؛ چه ، او قبل از وقوع اين واقعه ما را از اين امر مىترسانيده . امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : من به دو راضى
--> ( 1 ) . م : حكومت . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . نصر بن مزاحم اين مطالب را از زبان ابن كوّا بيان مىكند ؛ - پيكار صفّين ، ص 692 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 345 . ( 4 ) . عبد اللّه بن قيس معروف به ابو موسى اشعرى ، از يمنىها بود كه خود از اطاعت على ( ع ) سرباز زده و قومش در اطاعت معاويه و بر ضد على ( ع ) بودند .